محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
498
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اسباب مبرّده بدان كه از جمله اسبابى كه باعث تبريد بدن و مرض بارد مىشوند هشتاند : اوّل : استعمال هر مسخّنى است كه به حدّ افراط رسد ؛ مانند حركت و تناول غذاى گرم و يا دواى گرم ؛ خواه از داخل و خواه از خارج ؛ به سبب : تخلخل و تفتيح و تبخير و تحليل موادّ حارّهء لطيفه و نيز به سبب پراكنده نمودن حرارت و ميل فرمودن به سوى ظاهر و تحليل و فانى نمودن و يا احتقان در باطن و يا احتباس در آن و خاموش شدن و بالعرض باعث تبريد شدن . و ديگر : فجاجت و خامى غذا و عدم استحاله و مشاكلت به مغتذى است كه اين ، مبرّد بالذّات است به سبب جوهر و مادّهء خود . و ديگر : استعمال مبرّدات غذائيه و دوائيه از داخل و خارج ، به سبب ايراث و احداث مادّه و كيفيت باردهء كامنهء آن از قوّه به فعل و بالمضادّة ، مقهور گردانيدن حرارت را به استيلاء و غلبه بر آن . و به بيان ديگر : اوّل : ملاقات برودت بالفعل به بدن ؛ مانند مصادفه و رسيدن سردى بسيار بالفعل به بدن ؛ مانند سردى هوا و آب سرد و يخ و برف كه بالذّات و بالفعل مبرّداند و باعث امراض بارده - مانند صداع بارد و استرخاء و فالج و غيرها - [ مىگردند ] و بالعرض ، باعث سخونت و گرمىاند به سبب احتقان حرارت در باطن و تكثيف مسام ؛ چنان چه در اسباب مسخّنه ذكر يافت . دوم : ملاقات برودت بالقوّة است به استعمال اغذيه و ادويهء بارده بالقوّة « 1 » از داخل و يا از خارج به اضمده و اطليه و نطولات و غيرها . سوم : قلّت اكل در غايت و نهايت است كه باعث كمى توليد خون است ، و غلبهء برودت و رطوبت بر بدن ، و تحليل حرارت به سبب تحليل رطوبت حامى حافظ بدن . و ازين قبيل است ادويه [ اى ] كه باعث توليد خون نگردند .
--> ( 1 ) . الف : ( بالقوهء ) حذف شده .